بازیهای کوآپ عجیب و غریب و سرگرمکنندهای مانند Lethal Company، Content Warning، R.E.P.O و PEAK دنیای بازیهای ویدئویی را با تغییر و تحولات زیادی روبرو کرده اند. این بازیهای کوآپ با مقدمات و گیمپلی ساده، به صورت عامیانه به عنوان بازیهای “friendslop” شناخته میشوند. میدانم که توهینآمیز به نظر میرسد، اما شخصاً عاشق این نوع بازیها هستم و مطمئنم تقریباً بیش از نیمی از کل جمعیت گیمرها با نظر من موافق اند. به تازگی یکی دیگر از این بازیها وارد این عرصه میشود که MIMESIS نام دارد؛ یک بازی ترسناک بقا کوآپ که در آن بدترین دشمنان بازیکنان… خودشان هستند. خب، به هر حال، کلونهایی از خودشان محسوب می شوند.
لازم به ذکر است این بازی در ۲۷ اکتبر ۲۰۲۵ به صورت دسترسی زودهنگام استیم منتشر شد و پیشبینی میشود حدود ۱۰ ماه در این مرحله باشد و طبق بازخورد بازیکنان، بهروزرسانیها و اصلاحات متعددی را پشت سر بگذارد. مانند اکثر بازیهای این ژانر، MIMESIS یک طرح داستانی پیوسته و پویا که بازی را پیش ببرد، ندارد و در عوض یک فرضیه سرراست ارائه میدهد. جهان تسلیم باران نفرین شده شده است، پدیدهای مرموز که قادر به ظهور موجودات خصمانهای به نام Mimesis است. این دشمنان توانایی عجیبی در تقلید کامل از یک شخص واقعی دارند و تشخیص اینکه چه کسی واقعی است و چه کسی نیست را دشوار میکند. بازیکنان در میان بازماندگان هستند که به امید رسیدن به نوعی مکان امن به یک تراموا فرار میکنند. با این حال، سفر طولانی و سخت است… آیا میتوانید در امان بمانید یا فریب این موجودات را خواهید خورد؟
گیمپلی بازی روی کاوش، جستجوی آیتم ها در نقشههای با ساختار تصادفی ایجاد شده و تلاش برای نمردن در برابر دشمنان، تلهها یا Mimesis، دشمنان اصلی بازی، تمرکز دارد. این موجودات عجیب قادرند هر بازیکنی را به طور کامل، از صدا و رفتار گرفته تا خاطرات، تقلید کنند. شاید از خودتان بپرسید، خاطرات؟ چطور؟ در طول یک لابی، MIMESIS هر آنچه را که گفتهاید به خاطر میسپارد و تکههایی از آن خاطرات را برای استفاده در اجراهای بعدی نیز برمیدارد. این روش کاملاً مؤثر است و هر چه بیشتر بازی کنید، این تقلیدکنندهها بیشتر احساس میکنند و خیلی بیشتر شبیه دوستان شما صحبت میکنند.
مفهوم کلی بازی جالب است، و از بیرون، به نظر میرسد یک بازی بسیار آسان است. تشخیص انسانها از کلونهای کنترلشده توسط کامپیوتر نباید خیلی سخت باشد، درست است؟ با این حال… سختتر از آن چیزی است که به نظر میرسد. بازی در بیشتر مواقع در ایجاد تقلیدهای باورپذیر، کار بسیار خوبی انجام میدهد. آنها مثل یک دشمن معمولی وقتی شما را میبینند، فوراً به سمتتان حمله نمیکنند – انگار واقعاً مدتی طول میکشد تا کاملاً با شما قاطی شوند، با آن چشمان زرد درخشان و صدایی دقیقاً شبیه دوستتان، به روحتان خیره شوند. به نظر من، عمداً جملاتی مانند عبارات و تعجبها را تقلید میکند تا خیلی عجیب به نظر نرسد.
علاوه بر این، نه تنها با Mimesis روبرو خواهید شد، بلکه موانع دیگری نیز روی نقشه وجود دارد، مانند دشمنانی که میتوانند شما را با چند ضربه از بین ببرند (از جمله یک سنجاب بامزه که به آن میچسبد و معلوم میشود موجودی سمی است) و تلههایی مانند بمبهای مجاورتی و گاز سمی که میتوانند به سرعت سطح سمی بودن شما را بالا ببرند. حتی بعضی از اتاقها دود بنفش تیرهای آزاد میکنند، گازی که صدای بازیکنان آسیبدیده را تغییر میدهد. میتوانید صدایتان را آنقدر بلند کنید که انگار گاز هلیوم استنشاق کردهاید، یا آنقدر آهسته که فقط با صدایتان زمین را به لرزه درآورید. این صدا بعد از مدتی محو میشود، اما آن لحظات واقعاً خندهدار هستند و باعث میشود برای لحظهای فراموش کنید که در یک مکان خطرناک هستید و دشمنان در هر گوشه تاریک کمین کردهاند.
یکی از ایرادات بازی این است که هیچ آموزشی وجود ندارد و معمولاً این خوب است، زیرا به هر حال هر بازی دوستانه اینگونه شروع می شود. شما وارد بازی می شوید، بدون اینکه پیش زمینه ای در مورد آنچه در جهان اتفاق می افتد یا آنچه قرار است انجام دهید. با این حال، MIMESIS به سرعت بازیهای دیگری مانند Lethal Company و R.E.P.O شناخته نمیشود و این یکی از چالشهای آن است، حداقل در ابتدا. به هین دلیل، ابتدا باید دوره گیج کننده ای را پشت سر بگذارید، جایی که شما و اعضای حزب تان به ناچار در همه جا دست و پا می زنید و سعی می کنید بفهمید که چه کاری باید انجام دهید. هیچ یادداشت یا نمودارهای زیادی در بازی وجود ندارد که به شما کمک کند حداقل کاری را که باید انجام دهید، درک کنید. این می تواند خسته کننده باشد، اما همچنین می تواند یک چالش بسیار خوب باشد.
جدای از آن، در حال حاضر، مکانیزم اقتصاد بازی بسیار نامتعادل به نظر میرسد و به سختی آیتمهایی برای خرید وجود دارد. یکی از اهداف شما سرقت آیتم ها برای فروش است. هر بازیکن در مجموع چهار اسلات (یا سه اسلات، اگر سلاح یا ابزاری مانند قطب نما در دست دارد) دارد تا با چیزهای خوب پر شود، سپس آنها را پس گرفته و برای نگهداری در تراموا میاندازند. اگر به بازیهایی مانند R.E.P.O که با غارتهای خود بسیار سخاوتمندانه هستند عادت دارید، MIMESIS…خب، در نقطه مقابل این طیف قرار دارد. بیشتر اتاقهای روی نقشه آیتمهای براقی ندارند که بتوانید از آن استفاده کنید، و اغلب باید در مسیرهای هزارتومانند آن جستجو کنید تا چیزی را پیدا کنید که حتی ارزش پس گرفتن را داشته باشد.
با توجه به اینکه به شما سه روز فرصت داده شده است تا چیزهایی را برای فروش بخرید، میدانم که چرا باید تیم سازنده، بازی را کمی محدود میکردند و کمی چالش را اضافه کردند. با این حال، بیشتر اقلام با ارزش های یک رقمی قیمت گذاری شده اند. مانند یک گیتار کامل … فقط 6 دلار است. ای کاش این در زندگی واقعی هم صادق بود، اما در یک سرزمین بایر آخرالزمانی که برای زندگی به مقداری پول نیاز دارید… خیلی خوب به نظر نمی رسد. اگر فقط به معنای واقعی کلمه غارت می کنید، غارت کردن بی ارزش و خسته کننده است. جدا از اینکه مطمئن شوید برای مقابله با Mimesis و هیولاهای دیگر در کمین آن ها به خوبی مجهز هستید، برای تعمیر و نگهداری تراموا حداقل به 190 دلار نیاز دارید. تا پایان سه روز نتوانید 190 دلار برای تعمیر تراموا دریافت کنید، و دویدن شما در همان جا به پایان می رسد. شاید این یک مشکل مهارتی هم برای تیم من و من باشد، اما رسیدن به این مقدار پول بدون مرگ و از دست دادن همه چیز بسیار دشوار است.
به عنوان نتیجه گیری کلی، MIMESIS بهطور بالقوه یکی دیگر از بازیهای خوب در ژانر خود محسوب می شود و اگر توسعهدهندگان به پشتیبانی کامل بازی ادامه دهند و پایههای آن را با محتوا، نقشهها و همه چیز بیشتر بهبود بخشند، ممکن است نتیجه حاصل همان عنوان چندنفره سرگرم کننده ای باشد که انتظارش را داشتید. با این حال، بازی با گروهی از دوستان (مخصوصاً با دوستان پرحرف)، هنوز هم بسیار سرگرم کننده است، مخصوصا لحظاتی که برخی از آنها از دشمنان می ترسند در حالی که دیگران سعی می کنند با تقلید، شما را خراب کنند.






Comments
No Comments