«پس از پایان جهان، شخصیت Burnt One از خوابی عمیق بیدار شد و متوجه شد که تنها او باقی مانده است و در حالت استیصال کامل به سر می برد» این کلمات آغازین، لحن بازی The Midnight Walk محصول استودیوی MoonHood را بیان میکنند؛ یک شبیهساز پیادهروی در هسته خود، اما نوعی شبیهسازی که با گرافیک جذاب خود، هر تصوری از عناوین ژانر سادهانگارانه را تحت الشعاع قرار میدهد. این یک تجربه منحصر به فرد است که یک جهان کامل و اسطورهها را در تمام شکوه خمیربازی خود میسازد، بله، درست گفتم، خمیربازی. بیایید در این مقاله نقد و بررسی از بازی، عمیقتر شویم و علت فوق العاده بودن این شاهکار مستقل را جستجو کنیم.
بازی The Midnight Walk که اولین بار در مه ۲۰۲۵ برای PS5 و PC منتشر شد، به راحتی با آثار Tim Burton قابل مقایسه است. ترکیب وحشت استاپ موشن و جذابیت صمیمانهی آن، عناوینی مانند The Nightmare Before Christmas و Frankenweenie را به یاد میآورد. توسعهدهندگان بازی، این سبک را در عناوین متعددی پرورش دادهاند، که جدیدترین آنها بازی ماجراجویی مبتنی بر تاس Lost In Random در سال ۲۰۲۱ است. با این شبیهساز پیادهروی زیبا و گروتسک، بنیانگذاران MoonHood سفری جذاب، شیرین و اغلب ترسناک را در دنیایی عجیب و غریب ارائه میدهند.
اول از همه، جا دارد به مهم ترین ویژگی بازی The Midnight Walk اشاره کنم که به زیبایی ظاهر انیمیشنهای خمیری به شیوهای که یادآور آثار Tim Burton است را تقلید میکند. گوتیک، وهمآلود، ترسناک و گروتسک، همه صفتهایی هستند که من هنگام توصیف طراحی هنری این بازی از آنها استفاده میکنم. موجوداتی با ویژگیهای اغراقآمیز شما را احاطه میکنند و زمان شما را در دنیای وهمآور هنرهای با دست طراحی شده بازی برجسته میکنند. لازم به ذکر است که این امر به ویژه با استفاده حیاتی از صداگذاری محیطی تأکید میشود، اما در Switch 2 از صدای فراگیر پشتیبانی نمیکند.
داستان بازی، شما را در نقش «Burnt One» قرار می دهد، موجودی افسانهای با سرنوشتی که قرار است با شریکش Potboy قدم بزند، آغاز میکند تا خورشید را دوباره روشن کند یا این دنیا را برای همیشه در تاریکی غرق کند. از آنجایی که دنیا از قبل بسیار تاریک است، تصور چیز دیگری جز اینها دشوار است. در اینجاست که شما در زمین سفر خواهید کرد، شمع روشن میکنید، مخفیانه از کنار هیولاهای چندشآور عبور میکنید و معماهای بسیار سادهای را در مسیر خود به سمت کوه ماه حل میکنید. Potboy شما را در جهان بازی دنبال میکند، راه را روشن میکند، درها را باز میکند و معماها را حل میکند. او شخصیتی دوستداشتنی است و با اینکه هیچوقت در خطر نیست، احساس میکنید محافظت از او بخش جداییناپذیری از ماجراجویی شماست.
در حالی که در ابتدای مقاله به شبیهسازهای راه رفتن اشاره کردم، اما در گیمپلی لحظه به لحظه The Midnight Walk تعامل بیشتری وجود دارد. در واقع بازی روی مخفیکاری تمرکز زیادی دارد، دزدکی حرکت کردن در اطراف هیولاهای عظیم، پیدا کردن پوشش یا مخفیگاه در دفاتر و فهمیدن نحوه فرار. گیر افتادن شما را در نقاط تابوت تعیینشده در محیط دوباره زنده میکند، بنابراین هیچ نگرانی وجود ندارد. همچنین معماهایی وجود دارد که باید با فرستادن Potboy، برای روشن کردن شمع یا فیوز حل شوند. کمی جلوتر یک توپ کبریت برای شلیک شعله برای شمعها و فیوزهای مذکور دریافت میکنید. همچنین یک مکانیک جالب بستن چشم وجود دارد که برای گوش دادن به سرنخها استفاده میشود. بنابراین وقتی چشمان خود را میبندید، میتوانید از طریق طراحی صدای فضایی بشنوید که چیزی کجاست. بعداً از این برای باز کردن دروازهها نیز استفاده میشود.
نوآوری در نحوه روایت داستان یکی از ویژگی های برجسته The Midnight Walk است. این بازی در بخشهای داستانی مختلفی سازماندهی شده که در آنها یک شهر یا منطقه را پیدا میکنید، با مردم محلی صحبت میکنید و سعی میکنید مشکلات آنها را حل کنید. این بخشها همچنین با داستانهای غمانگیز جداگانهای همراه هستند که به روشهای مختلفی روایت میشوند. یکی از آنها شما را در حال مرور تاریخ شهری قرار میدهد که آنقدر به گرما نیاز داشت که وقتی کودکی خردسال آخرین کبریت را برای نجات یک گربه یخزده دزدید، او به دلیل خیانتش کشته شد.
این اتفاق، شهر را در حس عمیقی از پشیمانی فرو برد. با آرام کردن روح او با پیدا کردن استخوانهایش، میتوانید آرامشی را که شهر به آن نیاز داشت، به آن بدهید. داستان خالقی که جرقهاش را از دست میدهد، داستان مولگریم تنها و حتی داستانی که مستقیماً از Bloodborne گرفته شده است، وجود دارد. داستانها غمانگیز، دوستداشتنی و به اندازه کافی خوب نوشته شدهاند که من همیشه کنجکاو بودم که بخش بعدی چه چیزی را به ارمغان میآورد. ریتم داستان در این تمثیلهای کوتاه بینظیر است و هرگز در یکی از آنها خیلی طولانی نمیشود.
برای چنین دنیای تاریک و انتزاعی، این بازی چیزهای تماشایی زیادی دارد. هر قدم از سفر شما پر از کابوسها و رؤیاهای پیچیده است و دنیایی زنده خلق میکند که از حضور شما آگاه است و بر اساس آن واکنش نشان میدهد. فاصله بین فرار از هیولاها به همان اندازه اعصاب خردکن است، وقتی همه چیز در اطراف شما زنده به نظر میرسد، دشوار است که بدانید چه چیزی میخواهد شما را بخورد. شخصیتها با انیمیشن استاپموشن نامنظم حرکت میکنند، در حالی که محیطها دائماً تغییر میکنند، بزرگ و کوچک میشوند و شما از میان آنها عبور میکنید. تمام این داراییها قبل از اسکن سهبعدی، به عنوان مدلهای گلی واقعی شروع به کار کردند. این انتخاب خلاقانه لمسی به عنوان یک زیباییشناسی منحصر به فرد و جذاب میدرخشد.
به طور کلی، بازی The Midnight Walk یک شاهکار فوق العاده است. خلق این دنیای عظیم، با این افسانههای عجیب و غریب، چیزی کمتر از یک بازی خارقالعاده نیست. این بازی مانند یک دنیای کاملاً پرجزئیات به نظر میرسد، با چیزهای بسیار بیشتری برای کشف کردن، اگر آنها تمایل به ساخت دنبالهای برای آن داشته باشند. با این اوصاف، عملکرد بازی روی Switch 2 چه در حالت docked و چه در حالت دستی، گاهی اوقات با مشکل مواجه میشد و نبود صدای فراگیر، که در سایر نسخههای بازی وجود دارد نیز ناامیدکننده است.
همچنین متوجه شدم که مکانیکهای گیم پلی خیلی جزئی بودند و باعث میشدند یک تجربه بسیار سرزنده و کسلکننده باشد. با این حال، The Midnight Walk به بهترین شکل ممکن، چندشآور و از ریخت افتاده است و با ترکیب انیمیشن، خمیربازی و رسانههای فیلم، کار فوقالعادهای انجام میدهد تا چیزی واقعاً خاص خلق کند. ماموریت The Burnt One به کوه ماه، داستانی اتمسفریک، تاریک و بهطور شگفتانگیزی شیرین است که ارزش تجربه کردن را دارد.






Comments
No Comments